پرهام موشی
موووش مامان خوشگل مامان نفس مامان امروز مهمونیه دوره ایمون خونه ی زندایی مهوش خانم بابایی بود اول اینکه کلی تتی(دالی)کردی بعدشم مووش میشدی ای خداااااااااااااااا من قربوووووون مرواریدهای ریزه میزه ی پرهامم بشم بعدش هم تو بغل خاله فاطمه جونت خوابیدی خاله فاطمه خیلی خیلی دوست داره از اولش که میبینتت ذوقت میکنه و چشم ازت برنمیداره و بغلت میکنه و با این کارت ثابت کردی که تو هم خاله فاطمه رو دوست داری ...
نویسنده :
مامان ریحانه
23:17














